X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

شیخ ما را گفتند که فلان کس بر روی آب می رود.

گفت سهل است چغزی(غورباقه) و صعوه ای(پرنده کوچک)
نیز بر روی آب می رود .
گفتند فلان کس در هوا می پرد.
گفت زغن(کلاغ) و مگس نیز در هوا می پرد.
گفتند فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می رود.
شیخ گفت شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می رود.
این چنین چیز ها را قیمتی نیست.
مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخورد و بخسبد
و بخردو بفروشد و در بازار در میان خلق ستد و داد کند و
زن خواهد و با خلق در آمیزد
و یک لحظه از خدای غافل نباشد.
محمد بن منور نواده ی ابوسعید ابو الخیر


تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1394 | 02:01 ب.ظ | نویسنده : یونس ولی زاده | نظرات (0)
  • علمی
  • شرم