X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل


نقش مدیریت مالی در استراتژی


ﻧﻤﻮدار ﺷﻤﺎره ۱، ﻧﺸﺎن­ دﻫﻨﺪه ﻧﻘﺶ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺎﻟﻲ در تصمیم­ گیری­های ﺷﺮﻛﺖ و ﺗﻌﺎﻣﻞ آن ﺑﺎ اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﺷﺮﻛﺖ اﺳﺖ. ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﻛﻪ ﻧﻤﻮدار ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ، ﻣﺪﻳﺮان ﺷﺮﻛﺖ از ﺑﻴﻦ اﻧﺘﺨﺎبﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ، اﺳﺘﺮاﺗﮋیﻫﺎی اﻳﺠﺎد ﻛﻨﻨﺪه ارزش را اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋیﻫﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ(در ﻛﺠﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺧﻮدﻣﺎن را ﺗﺨﺼﻴﺺ دﻫﻴﻢ، ﻛﺪام واﺣﺪ از ﺷﺮﻛﺖ را ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺬف ﻛﻨﻴﻢ، و ﺳﻮاﻻﺗﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ اینها)، ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت مالی(ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻣﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﺪام رﻳﺴﻜﻬﺎ را ﻧﻴﺎز دارﻳﻢ ﻛﻪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻨﻴﻢ و ﭼﮕﻮﻧﻪ) و ﻏﻴﺮه ﻣﻲشود.

  

ﻧﻘﺶ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺎﻟﻲ در ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻣﻘﺪماتی ﺷﺎﻣﻞ ارزﻳﺎﺑﻲ و ﻧﻈﺎرت ﻣﻲﺷﻮد. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﺑﻪ ﻣﺪﻳﺮان  کمک ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﮔﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ در دﺳﺘﺮس را ارزﻳﺎﺑﻲ ﻛﺮده و ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت اﺗﺨﺎذ ﺷﺪه ﻧﻈﺎرت ﻛﻨﻨﺪ. ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻈﺎرﺗﻲ ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ اﺳﺘﺮاﺗﮋیﻫﺎی ﺷﺮﻛﺖ اﻣﺮی ﺣﻴﺎﺗﻲ است. ﻧﻈﺎرت ﺑﻪ ﻣﺪﻳﺮان ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﺗﺎ اﺳﺘﺮاﺗﮋیﻫﺎی اﺗﺨﺎذ ﺷﺪه را ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﺘﺎﻳﺞ اﺳﺘﺮاﺗﮋیﻫﺎی ﻗﺒﻠﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ و ﺗﻌﺪﻳﻞ دهند. ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻳﻚ ﻧﻈﺎرت ﺧﻮب و دﻗﻴﻖ ﺑﺮ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ، اﻳﺠﺎد ﺟﺮﻳﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﺑﺎﻻﺗﺮ  در آﻳﻨﺪه است. ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﺑﺮ ﺟﺮﻳﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر، ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺮ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﺎﻟﻲ ﻧﻴﺰ ﺗﺎﺛﻴﺮ بگذارند. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل اﮔﺮ ﻳﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪه اﻧﺮژی ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﮕﻴﺮد ﻛﻪ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﺗﺠﺎرت اﻧﺮژی ﺑﭙﺮدازد، ذﺧﻴﺮه داراﻳﻲﻫﺎی ﻣﺸﻬﻮد آن ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻗﺮض ﮔﺮﻓﺘﻦ آن ﻛﻤﺘﺮ ﻣﻲﺷﻮد. ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮﻛﺘﻲ ﻧﻴﺎز ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮ روی ﺗﻜﻨﻴﻚﻫﺎی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ رﻳﺴﻚ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاری ﻛﻨﺪ و ﺳﻮد ﻛﻤﺘﺮی را ﺑﻴﻦ ﺳﻬﺎمداران ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﻨﺪ.

ﻧﻘﺶ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺎﻟﻲ در ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﺎﻟﻲ ﺑﻪ ﻃﻮر واﺿﺢ ﺑﺴﻴﺎر ﺑﻴﺸﺘﺮ و ﺑﺰرﮔﺘﺮ اﺳﺖ. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﻳﻚ ﻧﻘﺶ ﻋﻤﺪه و اﺳﺎﺳﻲ در ﺗﺪوﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻣﺎﻟﻲ، ارزﻳﺎﺑﻲ ﮔﺰﻳﻨﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﻛﻨﺘﺮل ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﺎزی ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻫﺪف اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻣﺎﻟﻲ اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺑﺎ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ  ﻫﺰﻳﻨﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺎر ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﻳﺶ ارزش ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻣﻲﺷﻮد. در ﻧﮕﺎه اول ﺷﺎﻳﺪ ﭼﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت در ﺣﻮزه ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ارﺷﺪ ﻣﺎﻟﻲ(CFO) ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﻧﻴﺎزی ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ دﻳﮕﺮان ﺧﻮد را در اﻳﻦ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت درﮔﻴﺮ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﺑﺎ اﻳﻦ ﺣﺎل همانطور ﻛﻪ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﺑﺮ ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎی ﻣﺎﻟﻲ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻲﮔﺬارﻧﺪ، ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﺎﻟﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻬﺎی ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﮕﺬارﻧﺪ، ﺑﺮای ﻣﺜﺎل ﺷﺮﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻣﺎﻟﻲ آن ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﺴﻴﺎر زﻳﺎد ﺑﺪهی های آن ﺷﺪه اﺳﺖ از اﻧﻌﻄﺎف ﻣﺎﻟﻲ ﺑﺮای اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﺮﻳﻊ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺑﺮای رﺷﺪ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﺑﺮﺧﻮردار ﻧﺨﻮاﻫﺪ بود. ﻳﺎ از ﺟﻨﺒﻪ ﻣﺜﺒﺖ؛ ﺷﺮﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎی ﻣﺎﻟﻲ آن ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺧﻮب رﻳﺴﻚ ﻣﻲﺷﻮد ﻗﺎدر ﺑﻪ اﻳﺠﺎد ﻣﺰﻳﺖ رﻗﺎﺑﺘﻲ ﺑﺮای ﺧﻮد ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ ﻛﻪ اﻳﻨﻜﺎر از ﻃﺮﻳﻖ اراﺋﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﻛﻪ رﻳﺴﻚ ﻣﺸﺘﺮی را ﻧﻴﺰ ﻛﺎﻫﺶ میﮔﻴﺮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﺪﻳﺮ ﻛﻠﻲ ﻛﻪ درک روﺷﻨﻲ از ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎی ﻣﺎﻟﻲ دارد ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ از ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻫﺮﻣﻲ ﺑﺮای اﻳﺠﺎد ارزش ﺑﺮای ﺳﻬﺎﻣﺪاران اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﻧﻘﺶ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺎﻟﻲ در ارزﻳﺎﺑﻲ ﻋﻤﻠﻜﺮد همانند ﻧﻘﺶ آن در ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ است.

نمودار۱- نقش مدیریت مالی در تصمیم گیری شرکت

 ارزﻳﺎﺑﻲ و ﻧﻈﺎرت

ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻧﻤﻮدار ﺷﻤﺎره ۱-۱، ﺗﻮﺟﻪ را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﻲکشاند. ﻣﺪﻳﺮان ﻛﻞ دو دﻟﻴﻞ ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ واﺣﺪﻫﺎی ﺗﺠﺎری ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻳﻚ دوره زﻣﺎﻧﻲ ﻣﺸﺨﺺ دارﻧﺪ. ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ دﻟﻴﻞ اﻃﻤﻴﻨﺎن ﻳﺎﻓﺘﻦ از اﻳﻦ ﻛﻪ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎت ﻗﺒﻠﻲ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه را ﻣﺤﻘﻖ ﺳﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ و در ﻏﻴﺮ اﻳﻦ ﺻﻮرت ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی ﺑﺮای ﺗﻐﻴﻴﺮات و ﺗﻌﺪﻳﻼت ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز است. دوﻣﻴﻦ دﻟﻴﻞ ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﺸﻮﻗﻬﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﻣﺪﻳﺮان ﺑﺮ اﺳﺎس ﻋﻤﻠﻜﺮد واﺣﺪﻫﺎی آﻧﻬﺎ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺿﺮوری اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻘﻴﺎس ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﺑﺮای اﻧﺪازهﮔﻴﺮی ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ارزش ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ (ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﻜﻪ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﻓﻠﺸﻬﺎی ﺑﺎزﺧﻮرد از ﺳﻤﺖ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ایجاد ارزش ﺑﺮای ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻧﺸﺎن داده ﺷﺪه اﺳﺖ. اﮔﺮ ﻣﻌﻴﺎر ارزﻳﺎﺑﻲ و ارزش ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺳﻴﺴﺘﻤﻬﺎی ﻛﻨﺘﺮﻟﻲ دﻳﮕﺮ اﻫﻤﻴﺘﻲ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ. اﻳﺠﺎد ارزش ﺑﺮای ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻣﻤﻜﻦ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد زﻳﺮا ﻣﺪﻳﺮان ﻣﻘﻴﺎس ﺷﺨﺼﻲ ﺧﻮدﺷﺎن را ﺑﻪ ﺟﺎی ارزش ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﺧﻮاهند ﻛﺮد.



تاریخ : سه‌شنبه 14 آبان‌ماه سال 1392 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : یونس ولی زاده | نظرات (1)
  • علمی
  • شرم